سايت شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه  |درباره ما|درباره ما| ارتباط | 

 


گزارش یک تحقیق در شهرستان رشت





آزاده فدوي



این گزارش تحقیقی جالب در واقع پایان نامه خانم آزاده فدوي  بوده است.
 از آنجا که درج  متن پایان نامه ها ی تحقیقی به دلیل محدودیت صفحات نشریه  در یک شملره مقدور نیست . بر آن شدیم که این گزارش را در دوشماره پی در پی نشریه که هردو، همزمان  برای شما ارسال می شود درج نمائیم.
هر چند خانم آزاده فدوی بزرگواری کرده و  به ما اختیار تام برای کوتاه کردن پایان نامه خود را داده بود.
 اما ما صلاح کار را در این دیدیم که گفته شد.
با تشکر وعرض خسته نباشید به ایشان  توجه شما را به متن کامل این تحقیق جالب جاب می نمائیم .
سردبیر

عنوان:
اثر بخشی آموزش هوش هیجانی (یا EQ) بر رضایت زناشویی و تعارضات  زناشویی مادران دارای فرزند ابتدایی شهر رشت. (قسمت اول)
 
 
چکيده:
هدف: در پژوهش حاضر، تاثیر برنامه ی آموزشی هوش هیجانی(یا EQ) بر رضایت زناشویی مادران دارای فرزند دانش آموز دوره ابتدایی شهر رشت، بررسی شده است.
روش: این پژوهش با طرح آزمایشی، ابتدا 4 دبستان از سطح شهر رشت بطور تصادفی انتخاب، از میان مادران دانش اموزان 347 نفر بطور تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه های سازگاری زناشویی و تعارض زناشویی اجرا گردید. از میان نتایج پیش آزمون 146 نفر دارای نمرات رضایت زناشویی پایین تر از معیار بودند. 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایشی و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در 9 جلسه 90 دقیقه ای آموزش مولفه های هوش هیجانی را دریافت نمود و برای گروه گواه هیچ مداخله اي دريافت نکردند. هر دو گروه مورد پس آزمون قرار گرفتند .
یافته ها: تحلیل داده ها به روش مانکوا انجام گرفت و نشان داد که آموزش هوش هیجانی بر افزایش رضایت زناشویی موثر است. از ميان متغير هاي دموگرافيک سن، ميزان تحصيلات و شغل، هيچ کدام تاثيري بر رضايت زناشويي ايجاد نکرد.
نتیجه گیری: آموزش هوش هیجانی سبب ارتقا رضایت زناشویی می شود.
 کلمات کلیدی: آموزش مولفه های هوش هیجانی، سازگاری زناشویی
مقدمه:   
هوش هیجانی (یا EQ)  چیست؟                                           
هوش هیجانی (یا EQ) شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد سه مؤلفه ی هیجان ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند (مؤلفه ی شناختی، مؤلفه ی فیزیولوژیکی و مؤلفه ی رفتاری). "گلمن" معتقد است، هوش هیجانی( EQ)  بالا تبیین می کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره های IQ بسیار بالا تری دارند. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است كه مجموعه گسترده‌‌ای از مهارت ها و خصوصیات فردی را در بر‌گرفته و معمولاً به آن دسته مهارت های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد كه فراتر از حوزه مشخصی از دانش های پیشین، چون هوشبهر و مهارت های فنی یا حرفه‌ای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درك تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فكر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شده است به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیده است ( سبحانی نژاد، یوزباشی،1387).
یکی از زمینه های مهم سازگاری در زندگی انسان موضوع ازدواج و رضامندی زناشویی است، بدان حد که ازدواج موفق و رضامندانه مستلزم سطح پایداری از سازگاری از جانب زوجین می باشد(تیر گری و همکاران،1383).

نتایج تحقیقات پیشین:
رضایت زناشویی بعنوان یكی از شاخص های سلامت روان به حساب می آید كه از عوامل موثر بر آن اشتغال و صمیمیت زوجین می باشد كه در جوامع مختلف متفاوت بوده و متاثر از عوامل فردی و اجتماعی جامعه است (متولی و همکاران، 1388).
نتایج بررسی ها نشان داده است که سطوح هوش هیجانی با رضامندی زناشویی رابطه دارد  و مولفه های بنیادی سازنده هوش هیجانی مانند شادکامی در رابطه  با خود و زندگی احترام به نفس مثبت  تماس با خویشتن احساس خود گردانی انتظارات واقعی مهارت های بین فردی مناسب احساس مسئولیت نسبت به دیگران توانایی حفظ نگرش مثبت به زندگی علی رغم وجود شرایط دشوار در احساس رضامندی زناشویی سهم قابل توجهی دارد (فیزر، 2002).
اگرچه نظریه پردازان هوش  هوش هیجانی  بر اهمییت این مفهوم در حفظ  و تداوم رابطه زناشویی  و احساس رضامندی  از آن تاکید دارند  اما پژوهش های کمی ، هوش هیجانی  را در حوزه مسائل زناشویی مورد بررسی قرار داده اند. بی شک این کمبود بررسی های پژوهشی  به دلیل تازگی مفهوم و دشواری های مربوط به تهیه ابزار های  سنجش  معتبر  و پایا بوده است (فیتنس، 2001).
اشخاصی که از سطوح بالاتر هوش هیجانی برخوردارند در مقایسه  با افراد  با هوش هیجانی پایین رضامندی زناشویی بیشتری را تجربه می کنند (اسکات و همکاران، 2001).
بر اساس برخی مطالعات، مؤلفه‌های هوش هیجانی یك پیش‌بین عمده برای شاخص‌های بهزیستی روانی از جمله رضایت از زندگی  و عملکرد بین فردی محسوب می‌شوند (اکسترمرا  و فرناندز، 2005 ).
آن طورکه هامپل ( 2002) نوشت ،احتمالاًهوش هیجانی بالاتربه ارتباطات بهتر ،کارکردن مؤثرتراز طریق عدم توافق،ورضایتمندی بالاتررابطه منجرخواهد شد(هامپل، 2002).
در زمینة رابطة هوش هیجانی و رضایت از زندگی تحقیقات پیشین چندان هماهنگ نیستند  و طیفی از همبستگی ضعیف تا متوسط بین این دو سازه گزارش کرده‌اند  (گانون و رنزیجن ، 2005 ؛ اکسترمرا و   فرناندز، 2005).
به همین جهت وجود این رابطة همواره مورد تردید و کنکاش قرار گرفته است(پالمر، دونالدسون ، استاگ،  2002  ).
در بررسی میزان رضایت زنان از شرایط اجتماعی، نتایج نشان مي دهد، زنانی که میزان تحصیلات آنها کمتر از دیپلم و یا فوق لیسانس و بالاتر است  ناراضی ترین گروه ها هستند (کوشا، محسنی، 1376).
رهنما نشان داد كه آموزش های حین ازدواج تاثیری مثبت بر رضایت زناشویی دارد و بین سن، سطح تحصیلات و شغل آزمودنی ها و سطح رضایت زناشویی آنان رابطه معناداری مشاهده نشد (رهنما، 1381).
مومن زاده، ارتباط منفی و معنی داری بین تفکرات غیر منطقی و سازگاری زناشویی، ارتباط معناداری بين تفکرات غیر منطقی با متغیرهایی چون سن و میزان تحصیلات زوج ها را عنوان نمود (مومن زاده، 1381).
موسوي و همکارانش نشان دادند، خانواده درمانی ساختاری در تقویت رضایت زناشویی و بهبود عملكرد خانـواده موثر است. ولی تفاوت بین گروه های باسواد و كم سواد معنی دار نيست(موسوی و همکاران، 1384).
همچنين رابطه بین پرخاشگری و سازگاری زناشویی معکوس است. زنان شاغل نیز از لحاظ پرخاشگری کل و وسیله ای نمره بالاتری نسبت به زنان خانه دار دارند(فرمانی، 1384).
عطاری و همکارانش نشان دادند سن ازدواج با رضایت زناشویی رابطه ی منفی دارد. تحصیلات، با رضایت زناشویی رابطه ی خطی معنی داری ندارند.(عطاری و همکاران، 1385).
مهانیان، برجعلی و سلیمی‌زاده (1385) به این نتیجه رسیدند که بین  هوش هیجانی و رضایت زناشویی همبستگی معنادار وجود دارد. 13 درصد از تغییرات  رضایت زناشویی توسط هوش هیجانی تبیین می‌شود(مهانیان و همکاران، 1385). زوج درمانی كوتاه مدت راه حل مدار، بر كاهش نمره كل و زیر مقیاس های تعارض زناشویی در ابعاد ارتباط با خانواده همسر، ارتباط با دوستان، اوقات فراغت، رابطه جنسی، حل مشكل، امور مالی و نقش های مساوات طلبانه موثر بوده است(سعیدی، 1385).
بین هوش هیجانی و ابعاد آن با بهره‌وری رابطه‌ی معنادار وجود دارد، همچنین میزان بهره‌وری مدیران با متغیرهای دموگرافیکی جنس، سن، سابقه و سطح تحصیلات دارای رابطه‌ی معنادار می‌باشد(رشیدی، عبدالمالکی، 1386).
ثمری و طهماسبی به این نتایج دست یافتند که بین سن باهوش هیجانی و بین نمره کلی هوش هیجانی و برخی مؤلفه های آن با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد ( ثمری، طهماسبی، 1386).
در پژوهشي بر مدیران بیمارستان های آموزشی قزوین، 1386.یافته ها نشان داد كه بین میزان هوش هیجانی آنها با راهبرد عدم مقابله در مدیریت تعارض همبستگی ازلحاظ آماری معنی دار معكوس وجود دارد، همچنین همبستگی هوش هیجانی با هیچ یك از ویژگیهای فردی مدیران (سن، جنس، سابقه خدمت، سابقه مدیریت و میزان تحصیلات) از نظر آماری معنی دار نیست(وطن خواه و همکاران، 1387).
دو روش مشاوره گروهی رو در رو و اینترنتی با رویكرد شناختی- رفتاری مبتنی بر نظریه آلیس، بر افزایش رضایت زناشویی ، به میزان معنی داری موثر است(پویامنش و همکاران، 1387).
پژوهشی در شهر مشهد یرای بررسی تاثیر گروه درمانی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر افزایش هوش هیجانی و سازگاری زناشویی , انجام شد. نتایج نشان دادند که میزان هوش هیجانی افزایش یافته است اما سازگاری زناشویی تغییر معناداری نداشت و افزایش هوش هیجانی ، رابطه ای با افزایش سازگاری زناشویی نداشت(سالاری و همکاران، 1387). بین میانگین رضایت زناشویی و صمیمیت كلی در زنان غیر شاغل و شاغل تفاوت معنی داری وجود ندارد. و شاغل بودن بر میزان رضایت و صمیمیت زنان تاثیری ندارد(متولی و همکاران، 1388).
در پژوهشی بر دبیران تربیت بدنی ، نتایج نشان داده است كه میزان هوش هیجانی و تحلیل رفتگی دبیران تربیت بدنی میتواند مربوط به سن و شرایط شغلی آنان باشد(خوشبختی و همکاران، 1388).
در بسیاری از مولفه ها سبک تفکر، با رضایت زناشویی رابطه دارد. بین سبك تفكر کلی نگر و سن رابطه مثبت و مستقیم و بین سبک تفکر جزئی نگر با متغیر سن رابطه معکوس وجود دارد (اسماعیلی، 1388).
همچنين بين عامل شخصیتی روان رنجورخویی و رضایت زناشویی رابطه منفی وجود دارد. ولی عوامل برون گرایی، دلپذیر بودن و وجدانی بودن با رضایت زناشویی همبستگی مثبت دارند. همچنین بین عامل شخصیتی انعطاف پذیری و رضایت زناشویی رابطه معنادار وجود ندارد. علاوه بر این، بین سایر عوامل مانند میزان تحصیلات، سن ازدواج، و رضایت زناشویی رابطه ای وجود ندارد. همچنین بین شیوه های همسرگزینی و رضایت زناشویی رابطه معنادار وجود دارد. و بیشترین میزان رضایت زناشویی در شیوه آشنایی و رضایت خانواده می باشد(رحیمی، 1388).
هال (1996) اشاره كردكه معتقد است كه با افزایش سنگینی نقش در زنان شاغل، نارضایتی زناشویی آنان فزونی می یابد (هال، 1996).
در بررسی  عوامل تغییر رفتار بعد از ازدواج ، نتایج نشان داد که در ماه اول بعد از ازدواج  سن ، درآمد ، و تحصیلات بر سازگاری زناشویی تاثیر دارند. عوامل موثر بر سازگاری زناشویی در طول ازدواج دو سال و بیشتر اعتماد بین فردی ، تغییر رفتار مطلوب ازدواج و بلوغ عاطفی می باشد(کویین و اودل، 1998).
در بررسی رضایت زناشویی بر اساس نظریه مبادله اجتماعی، از متغیر های جنس ، سن ، سطح تحصیلات ، درآمد ، طول مدت ازدواج  نسبت به رضایت زناشویی هیچ تفاوت معنی داری بدست نیامد. (چان، 1999).
فورکما  و لایفبروئر  (2004) در پژوهشی نتيجه گرفتند با افزایش سطح تحصیلات زن و استقلال مالی او (به دلیل اشتغال)، احتمال طلاق بالا می‌رود (فورکما  و لایفبروئر، (2004 .
پژوهش در بررسی نقش هوش هیجانی و مدت ازدواج در پیش بینی سازگاری زناشویی در میان زوجین ، نتایج نشان داد هوش هیجانی پیش بینی کننده قابل توجهی از سازگاری زناشویی همسران، طول مدت ازدواج با این حال پیش بینی کننده مهمی برای سازگاری زناشویی نیز یافت شده است. شاغل بودن زنان هیچ اثر منفی بر سازگاری زناشویی ندارد (وایانینگسی، 2005).
دوایر، 2005،در طرحی تحقیقاتی، هوش هیجانی و روش حل تعارضات بعنوان پیش بین های رضایت زناشویی در سال اول ازدواج، را آزمود. نتایج بیانگر این بود که هوش هیجانی بطور معناداری الگوهای تعارضات زناشویی را پیش بینی  می کنند(دوایر،2005) .
واندیاس  ، 2005، در طرحی تحقیقاتی، ارتباط هوش هیجانی و رضایت زناشویی نتيجه گرفت هوش هیجانی بطور معناداری پیش بینی کننده رضایت زناشویی است(واندیاس، 2005).
نتایج يک پژوهش نشان داد که مولفه های هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، ارتباط دارد. و گنجاندن آموزش هوش هیجانی درمیان دروس دانش آموزان تاکید می شود(جوردن و همکاران، 2007).
پاتریک و همکارانش نشان دادند، صمیمیت و حمایت از ازدواج به عنوان متغیرهای پیش بین قوی در رضایت زناشویی  به شمار می آیند. سن ، تقسیم کار ، و درآمد پیش بینی قابل توجهی از رضایت  زناشویی نیست(پاتریک و همکاران، 2007).
در بررسی متغیر های دموگرافیک، سن، تحصیلات، اشتغال و طول ازدواج با رضایت زناشویی، نتایج نشان داد سن ، تعداد فرزندان  و طول مدت ازدواج به طور معنی داری رابطه مثبت با سازگاری جنسی دارد (اراتینکال و ونستینوگان، 2007).
در یک مطالعه میان زوج های همجنس باز ، به بررسی رابطه آموزش هوش هیجانی با تعارض و سازگاری در الگوهای ارتباطی پرداختند. نتایج نشان داد، زوج هایی که سازگاری و رضایت بیشتری در ارتباط خود گزارش می کنند، از نظر میزان هوش هیجانی به شریک خود شبیه هستند(اسمیت و همکاران، 2007).
همچنین بعد از یک سال میزان پایداری و ثبات آموزش هوش هیجانی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از این بود که گذشت زمان باعث تغییر نتایج نشده است(اسمیت و همکاران، 2008).
در بررسی اثر هوش هیجانی  بر سازگاری زناشویی در زوجهای در نیجریه،  بنا به نتایج هوش هیجانی به عنوان عاملی در موفقیت در محل کار ، کسب و کار و سازگاری زندگی ، شناسایی شده است(اورتس و همکاران ، 2008).
زیدنر و کالادا، 2008، در مطالعه  ای با عنوان :عشق رمانتیک، هوش هیجانی چه ارتباطی با آن دارد؟ به بررسی نقش هوش هیجانی در عشق رمانتیک زوج های تازه ازدواج کرده پرداختند. در این ارزیابی تنها بخشی از فرضیه تایید شد( زیدنر و کالادا، 2008 ).
اسمیت، سیارروچی ، 2008، در یک مطالعه طولی یک ساله با عنوان ثبات و تغییر خصیصه هوش هیجانی ، الگو های  ارتباطی تعارضات، و رضایت از روابط ، به بررسی پرداختند. آنها ثبات و تغییرات هوش هیجانی و الگوهای ارتباطی تعارض و رضایت مندی از روابط  را در زوجین در طول یک سال بررسی کردند. مطابق با یافته های آنها، هوش هیجانی و الگو های ارتباطی در توسعه روابط رضایتمندانه موثر است(اسمیت، سیارروچی ، 2008).
در بررسی نقش تحصیلات زنان در بروز خشونت شریک زندگی آنها در هند، نتایج نشان داد که هرچه میزان تحصیلات بیشتر باشد، بروزخشونت کمتر است (آکرسون و همکاران، 2008).
علاوه بر آن نتایج گزارش‌های دیگر نشان می‌دهد كه هر چه سطح تحصیلات زوجین بالاتر باشد واكنش آنها به موقعیت‌های زندگی با احساسات مناسب تری همراه است و از توانائی حل مشكلات خانوادگی به میزان بالاتری برخوردارند. تحصیلات نقش بیشتری در بقا و حفظ خانواده دارد، بدینسان به‌نظر می‌رسد سواد همانند یك عامل آگاهی بخش عمل می‌كند و بی‌سوادی و مرزهای نزدیك به آن بالاترین نسبت طلاق را فراهم می‌سازند (ویلسن و اسمال وود، 2008).
در مقایسه میزان رضایت زناشویی در وضعیت های مختلف تاهل(ازدواج اول، ازدواج دوم بعد ازطلاق، ازدواج سوم)، نتایج نشان داد از نظر وضعیت تاهل هیچ تفاوتی در رضایت زناشویی بوجود نمی آید. در ازدواج اول طول ازدواج پیشبینی کننده رضایت زناشویی است . در ازدواج های دوم یا سوم، وجود فرزندخوانده و نوع اقامت آن فرزند پیشبین رضایت زناشویی می باشد(بیر-آکترک، فسیل-اقلو، 2009).
فرضيه هاي پژوهش:
فرضيه هاي اين پژوهش عبارتند از:
فرضیه اصلی اول :آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی  موثر است.
فرضیه فرعی اول: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با سنین بالا و پایین  موثر است.
فرضیه فرعی دوم: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با تحصیلات مختلف موثر است.
فرضیه فرعی سوم:آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل موثر است.
جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه مادران دارای فرزند پسر محصل دوره ابتدایی در یکی از مدارس شهر رشت، که در سال تحصیلی 1388-1389 مشغول تحصیل بوده اند.
برای انتخاب نمونه ای که نماینده و معرف جامعه مورد تحقیق باشد، از روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای، استفاده شد.(پایان قسمت اول)

آزاده فدوي رودسري، کارشناس ارشد روانشناسي عمومي
جواد خلعتبري، جواد دکتري روانشناسي عمومي. استاديار دانشگاه ازاد اسلامي تنکابن
قربان شيرودي، شهره دکتري مشاوره. استاديار دانشگاه ازاد اسلامي تنکابن



عنوان:
اثر بخشی آموزش هوش هیجانی (یا EQ) بر رضایت زناشویی و تعارضات  زناشویی مادران دارای فرزند ابتدایی شهر رشت.(قسمت دوم)


مقدمه:   
هوش هیجانی (یا EQ)  چیست؟                                           
هوش هیجانی (یا EQ) شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد سه مؤلفه ی هیجان ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند (مؤلفه ی شناختی، مؤلفه ی فیزیولوژیکی و مؤلفه ی رفتاری). "گلمن" معتقد است، هوش هیجانی( EQ)  بالا تبیین می کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره های IQ بسیار بالا تری دارند. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است كه مجموعه گسترده‌‌ای از مهارت ها و خصوصیات فردی را در بر‌گرفته و معمولاً به آن دسته مهارت های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد كه فراتر از حوزه مشخصی از دانش های پیشین، چون هوشبهر و مهارت های فنی یا حرفه‌ای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درك تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فكر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شده است به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیده است ( سبحانی نژاد، یوزباشی،1387).
یکی از زمینه های مهم سازگاری در زندگی انسان موضوع ازدواج و رضامندی زناشویی است، بدان حد که ازدواج موفق و رضامندانه مستلزم سطح پایداری از سازگاری از جانب زوجین می باشد(تیر گری و همکاران،1383).

اثر بخشی آموزش هوش هیجانی (یا EQ) بر رضایت زناشویی و تعارضات  زناشویی مادران دارای فرزند ابتدایی شهر رشت. (قسمت دوم)
فرضيه هاي پژوهش:
فرضيه هاي اين پژوهش عبارتند از:
فرضیه اصلی اول :آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی  موثر است.
فرضیه فرعی اول: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با سنین بالا و پایین  موثر است.
فرضیه فرعی دوم: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با تحصیلات مختلف موثر است.
فرضیه فرعی سوم:آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل موثر است.
جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه مادران دارای فرزند پسر محصل دوره ابتدایی در یکی از مدارس شهر رشت، که در سال تحصیلی 1388-1389 مشغول تحصیل بوده اند.
برای انتخاب نمونه ای که نماینده و معرف جامعه مورد تحقیق باشد، از روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای، استفاده شد.(پایان قسمت اول)

 از میان کلیه مدارس دوره ابتدایی شهر رشت، به صورت تصادفی چهار مدرسه انتخاب گردید. سپس از میان کلیه مادران دانش آموزان پایه های اول تا پنجم این مدارس، 347 نفر بصورت تصادفی انتخاب گردیدند. آنگاه  برای همه ی مادران ، نسخه ی پرسشنامه ی رضایت زناشویی ترجمه کرمی، ارایه شد. سپس کسانی که دارای نمرات پایین در آزمون سازگاری زناشویی تفکیک شدند. سپس از میان افراد تفکیک شده 30 نفر بطور تصادفی انتخاب  و به شیوه ی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. در گروه آزمایشی پکیج آموزش هوش هیجانی  در 9 جلسه ی 90 دقیقه ای ارایه و برای گروه کنترل هیچ مداخله ای انجام نشد. پس از اتمام آموزش مجدداً از پرسشنامه ی رضایت زناشویی ترجمه کرمی، استفاده شد.
در پژوهش حاضر ، برای اندازه گیری سازگاري ازدواج، از پرسشنامه سازگاری ازدواج، فرم الف و فرم ب. اثر دکتر هارموهان سینگ 1987، ترجمه ابوالفضل کرمی.(عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی). با ضریب پایایی 94% و اعتبار قابل قبول استفاده شد.
ویژگی های نمونه:
در جدول زیر مشخصات دموگرافیک (شغل، تحصیلات، طول ازدواج، سن)مطرح شده است:
جدول اطلاعات دموگرافیک کامل مربوط به اعضا نمونه(شغل، تحصیلات، طول ازدواج، سن).

روش تجزیه و تحلیل داده ها
در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های توصیفی این پژوهش ابتدا داده ها، میانگین و انحراف معیار آن مشخص شد. سپس برای آزمون فرضیه ها از روش های آمار توصیفی میانگین و واریانس و انحراف معیار و آمار استنباطی آزمون آماری مانکوا، t مستقل و همچنین نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
فرضیه اصلی اول :آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی و تعارض زناشویی موثر است.
شرط ارتباط خطی بین متغیر تصادفی کمکی (نمرات پیش آزمون) و متغیر وابسته (نمرات پس آزمون) وجود دارد آزمون باکس نشان می دهد که فرض همگنی ماتریس های واریانس –کواریانس برقرار است. آزمون F لوین نشان می دهد که شرط یکسانی واریانسها برقراراست. پس از تعدیل نمرات گروه آزمایش در پس آزمون از میزان رضایت زناشویی (22/62) ، نسبت به گروه کنترل بودند. برای تحلیل این تفاوت ها آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری با روش تصحیح بنفرونی انجام شد. تحلیل هر یک از متغیرهای وابسته به تنهایی و با استفاده از آلفای میزان شده بنفرونی (250/0) نشان می دهد که آموزش هوش هیجانی  با، 51/0= patial ، 0005/0 =P<، 6/26=F ، بر افزایش رضایت زناشویی موثر بوده است و مجذور سهمی اتا شدت این اثر را 51/0 نشان می دهد که بیانگر اثر بسیار بالا می باشد.
فرضیه فرعی اول: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با سن  بالا و پایین  متفاوت است.
شرط ارتباط خطی بین متغیر تصادفی کمکی (نمرات پیش آزمون) و متغیر وابسته (نمرات پس آزمون) وجود دارد و مفروضه همگنی رگرسیون نیز مورد تایید است. آزمون باکس نشان می دهد که فرض همگنی ماتریس های واریانس- کوواریانس برقرار است. پس از تعدیل نمرات  زنان با سن پایین از میانگین نمرات رضایت زناشویی (36/58) به نسبت زنان با سنین بالا (81/57) برخوردارند. برای بررسی معنی دار بودن این تفاوت تحلیل کواریانس با روش  با تصحیح بنفرونی  انجام گرفت. پس از تعدیل نمرات آموزش هوش هیجانی با ، 006/0= patial 2،    71/0 =        P>14/0 F(1,24)=  بر افزایش رضایت زناشویی زنان با سن بالا و پایین مشاهده نشد و مجذور سهمی اتا شدت این اثر را 006/0 نشان می دهد که بیانگر اثر بسیار پایین می باشد.
فرضیه فرعی دوم: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با تحصیلات مختلف متفاوت است.
شرط ارتباط خطی بین متغیر تصادفی کمکی (نمرات پیش آزمون) و متغیر وابسته (نمرات پس آزمون) وجود دارد. همچنین ارتباط خطی در واریانس باقیمانده مشاهده نمی شود؛ بنابراین مجاز به انجام تحلیلی کوواریانس هستیم. آزمون باکس نشان می دهد شرط همگنی ماتریس های واریانس- کوواریانس برقرار است.همچنین آزمون لوین نشان می دهد که شرط یکسانی واریانس ها نیز برقرار است. پس از تعدیل نمرات  زنان با تحصیلات بالا وپایین از میانگین نمرات رضایت زناشویی (8/62) بیشتری نسبت به زنان با تحصیلات بالا (04/61) برخوداربودند. برای بررسی معنی دار بودن این تفاوت تحلیل کواریانس با روش  با تصحیح بنفرونی  انجام گرفت.پس از تعدیل نمرات اثر معنی داری آموزش هوش هیجانی با ، 002/0=   , patial 285/0 =        P>038/0 F(1,24)= 
بر افزایش رضایت زناشویی زنان با تحصیلات  بالا و پایین مشاهده نشد و مجذور سهمی اتا شدت این اثر را 002/0 نشان می دهد که بیانگر اثر بسیار پایین می باشد.
فرضیه فرعی سوم:آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل متفاوت است.
 شرط ارتباط خطی بین متغیر تصادفی کمکی (نمرات پیش آزمون) و متغیر وابسته (نمرات پس آزمون) وجود دارد. آزمون باکس نشان می دهد شرط همگنی ماتریس های واریانس- کوواریانس برقرار است.همانطور که آزمون لوین نشان می دهد که شرط یکسانی واریانس ها نیز برقرار است. همچنین ارتباط خطی در واریانس باقیمانده مشاهده نمی شود؛ بنابراین مجاز به انجام تحلیلی کوواریانس هستیم. پس از تعدیل نمرات  زنان شاغل و غیر شاغل از میانگین نمرات رضایت زناشویی (82/63) بیشتری نسبت به زنان شاغل (59/59) برخوداربودند. برای بررسی معنی دار بودن این تفاوت تحلیل کواریانس با روش  با تصحیح بنفرونی  انجام گرفت. پس از تعدیل نمرات اثر معنی داری آموزش هوش هیجانی با ، 07/0=   , patial 221/0 =        P>68/1 F(1,24)=  بر افزایش رضایت زناشویی زنان با شاغل و غیر شاغل  مشاهده نشد و مجذور سهمی اتا شدت این اثر را 07/0 نشان می دهد که بیانگر اثر بسیار ناچیز می باشد.
 
بحث و نتيجه گيري:
فرضیه اصلی اول : آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی  موثر است.
مطابق با يافته هاي پژوهش آموزش هوش هیجانی در افزایش رضایت زناشویی مادران موثر بوده است و آموزش هوش هیجانی، می تواند با افزایش مهارت های هیجانی مادران ،رضایت زناشویی مادران را به شکل موثری افزایش دهد. بنا بر يافته هاي رهنما(1381)،اثرمثبت آموزش های حین ازدواج بر رضایت زناشویی ، مومن زاده(1381)، ارتباط منفی و معنی داری بین تفکرات غیر منطقی و سازگاری زناشویی، موسوي و همکاران(1384)، تاثير خانواده درمانی ساختاری در تقویت رضایت زناشویی، فرماني(1384)، رابطه معکوس پرخاشگری و سازگاری زناشویی ، مهانیان، برجعلی و سلیمی‌زاده (1385) رابطه بین  هوش هیجانی و رضایت زناشویی ،عطاری و همکارانش(1385)، رابطه منفي سن ازدواج با رضایت زناشویی،پویامنش و همکاران، (1387) تاثير دو روش مشاوره گروهی رو در رو و اینترنتی با رویكرد شناختی- رفتاری مبتنی بر نظریه آلیس، بر افزایش رضایت زناشویی، متولی و همکاران، (1388) ، عدم تفاوت معنادار بین میانگین رضایت زناشویی و صمیمیت كلی در زنان غیر شاغل و شاغل، رحیمی، (1388)ارتباط منفي بين عامل شخصیتی روان رنجورخویی و رضایت زناشویی، عوامل مرتبط با رضايت زناشويي و عوامل موثر در افزايش ان ، هال (1996) افزایش سنگینی نقش در زنان شاغل، افزايش نارضایتی زناشویی، کویین و اودل،( 1998) تاثيرسن و درآمد و تحصيلات بر سازگاري زناشويي، در ماه اول ازدواج، چان(1999)، عدم تفاوت رضایت زناشویی بر اساس متغیر های جنس ، سن ، سطح تحصیلات ، درآمد ، وایانینگسی، (2005) نقش هوش هیجانی و مدت ازدواج در پیش بینی سازگاری زناشویی ،دوایر، ( 2005 ) هوش هیجانی پیش بین های رضایت زناشویی، واندیاس  ،( 2005)  ارتباط هوش هیجانی و رضایت زناشویی،جوردن و همکاران،( 2007) ارتباط مولفه های هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی، پاتریک و همکارانش (2007) پیش بین قوی در رضایت زناشویی صمیمیت و حمایت از ازدواج ، اسمیت و همکاران،(2007)، بررسی رابطه آموزش هوش هیجانی با تعارض و سازگاری در الگوهای ارتباطی، اورتس و همکاران ،( 2008)، اثر هوش هیجانی  بر سازگاری زناشویی،زیدنر و کالادا،(2008)، بررسی نقش هوش هیجانی در عشق رمانتیک ، اسمیت، سیارروچی ،( 2008)، ثبات و تغییر خصیصه هوش هیجانی ، الگو های  ارتباطی تعارضات، و رضایت از روابط ، بیر-آکترک، فسیل-اقلو،( 2009) مقایسه میزان رضایت زناشویی در وضعیت های مختلف تاهل. پژوهش هايي هم راستا با اين پژوهش متغير هاي مرتبط يا موثر در افزايش رضايت زناشويي بوده اندوهم راستا با پژوهش حاضر است.
سالاری و همکاران،(1387) تاثیر گروه درمانی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر افزایش هوش هیجانی و سازگاری زناشویی , تنها موفق به افزايش هوش هيجاني شدند و ميزان رضايت زناشويي افزايش نيافت که با پژوهش حاضر هم راستا نيست.
فرضیه فرعی اول: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با سنین بالا و پایین  موثر است.
همانطور که داده هاي جدول فوق نشان مي دهد پس از تعديل نمرات آموزش هوش هيجاني بر افزايش رضايت زناشويي زنان با سن بالا و پايين مشاهده نشد.
رهنما (1381)، عدم رابطه بین سن، آزمودنی ها با سطح رضایت زناشویی ، قمرانی، جعفرطباطبایی، (1385)، سن فاقد قدرت پیش بینی روابط عاشقانه زوجین ، وطن خواه و همکاران،(1387) عدم همبستگی هوش هیجانی با سن مدیران ، چان،( 1999) عدم تفاوت معنادار سن و رضايت زناشويي، پاتریک و همکاران( 2007) سن عدم پیش بین رضایت  زناشویی همراستا با اين پژوهش، متغير سن تاثيري ندارد.
مومن زاده،(1381) ارتباط بين تفکرات غیر منطقی با سن زوج ها ، ثمری و طهماسبی(1386)، رابطه بین سن باهوش هیجانی، خوشبختی و همکاران،(1388)ارتباط میزان هوش هیجانی دبیران تربیت بدنی و سن آنان، اسماعیلی،( 1388) رابطه بین سبك تفكر کلی نگر و جزئی نگربا سن، کویین و اودل،( 1998)در ماه اول بعد از ازدواج  سن ، موثر بر سازگاری زناشویی، هنری و همکاران، (2007)، رضایت زناشویی بالاتر افراد مسن نسبت به افراد میانسال، اراتینکال و ونستینوگان، (2007) رابطه مثبت سن، با رضایت زناشویی، کافتشس،( 2004) نمرات بالاترافراد مسن تر، در سه مورد از مولفه های هوش هیجانی (تسهیل ، درک و مدیریت)با نتايج اين پژوهش غير همراستا است.
نتايج متفاوتي در مورد سن و هوش هيجاني و همچنين سن و روابط زناشويي وجود دارد، که هر يک ديگري را نقض مي کند. اين تناقضات مي تواند به دليل نوع نمونه گيري  و دخيل بودن عوامل دموگرافيک ديگري همراه با سن باشد.
فرضیه فرعی دوم: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان با تحصیلات مختلف موثر است.
ميزان اثربخشي هوش هيجاني بر بر افزايش رضايت زناشويي در مادران با تحصيلات بالا و تحصيلات پايين تفاوت ندارد. تحصيلات مادران در ميزان اثربخشي هوش هيجاني افزايش رضايت زناشويي اثري ندارد.
رهنما (1381)، موسوي و همکاران(1384)، عطاری و همکاران(1385) عدم رابطه تحصیلات، با رضایت زناشویی ، وطن خواه و همکاران،(1387)، عدم همبستگی هوش هیجانی با تحصيلات مدیران، رحیمی،(1388)، چان،( 1999)، عدم رابطه سطح تحصیلات نسبت به رضایت زناشویی ،سطح تحصيلات ، نسبت به رضايت زناشويي هيچ تفاوت معني داري پيدا نشد همراستا با اين پژوهش بوده است.
کوشا، محسنی، (1376) تفاوت ميزان رضايت زناشويي در زنان با تحصیلات متفاوت ، مومن زاده،(1381) ارتباط بين تفکرات غیر منطقی با میزان تحصیلات زوج ها، قطبی و همكاران(1383) رابطه سطح تحصیلات با طول مدت زندگی زناشویی قمرانی، جعفرطباطبایی،(1385) سواد،پیش بینی کننده های مثبت و معنا دار روابط عاشقانه زوجین، بختیاری، (1385).رابطه مثبت بین تحصیلات زنان و برقراری رابطه زناشویی موفق با همسران ، کویین و اودل، (1998)،تاثير تحصيلات بر رضايت زناشويي در ماه اول بعد از ازدواج، ویلسن و اسمال وود،(2008)، سطح بالاترتحصیلات زوجین، موثر در بقا و حفظ خانواده، با نتايج اين پژوهش همراستا نيست.
در بسياري از روابط زناشويي ها بالا تر بودن تحصيلات زن نسبت به مرد براي مرد قابل پذيرش نيست. از طرفي زنان هنگامي که فاصله تحصيلاتي کمتري با شوهران خود دارند خوشحالترند. اما نتايج اين پژوهش هيچ تفاوتي در بالا رفتن ميزان سازگاري زناشويي در اثر آموزش هوش هيجاني در افراد با تحصيلات متفاوت را نشان نمي دهد. اين مي تواند به اين دليل باشد که ميزان هوش هيجاني افراد هيچ ارتباطي با ميزان تحصيلات آنها ندارد و در هر دو گروه با تحصيلات بالا و پايين هوش هيجاني نسبت به قبل از آموزش افزايش يافته است. که باعث افزايش سازگاري زناشويي يکسان گرديده است.
فرضیه فرعی سوم: آموزش هوش هیجانی بر رضایت زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل موثر است.
ميزان اثربخشي هوش هيجاني بر افزايش رضايت زناشويي در مادران شاغل و غير شاغل تفاوت ندارد اشتغال مادران در ميزان اثربخشي هوش هيجاني بر افزايش رضايت زناشويي اثري ندارد.
رهنما (1381)، عدم رابطه بین شغل آزمودنی ها با سطح رضایت زناشویی ، متولی و همکاران،(1388).عدم تفاوت رضایت زناشویی در زنان غیر شاغل و شاغل، وایانینگسی، (2005)عدم رابطه شاغل بودن و سازگاری زناشویی ،همراستا با اين پژوهش بوده است.
قمرانی، جعفرطباطبایی، (1385) شغل پیش بینی کننده روابط عاشقانه زوجین ، خوشبختی و همکاران،(1388)ارتباط میزان هوش هیجانی دبیران تربیت بدنی و نوع شغل آنان، یانگ  (1992) شغل، پيش بين در رضایت از زندگی، لوین،( 2005)؛ ویستفیلد، (2002)؛ روگ ، (2006)؛ روترمن ، (2007).شغل و به تبع آن،احساس استقلال در زنان مسبب افزایش رضامندی زناشویی با نتايج اين پژوهش همراستا نيست.
با وجود اينكه حضور فعال داشتن در اجتماع و ارتباط داشتن با مردم، زنان شاغل را از حالت محدود بودن و گوشه گيري خارج مي كند، اما آنان را مجبور مي كند در شرايط خاصي، ابراز وجود كنند، تصميم بگيرند و نقش هاي مختلفي را ايفا كنند. علاوه بر اين، دگرگوني نقش هاي اجتماعي و خانوادگي زنان شاغل باعث ايجاد تنش و فشارهاي عصبي در آنها شده كه در نهايت باعث كاهش ميزان رضامندي از زندگي زناشويي مي شود. از طرف ديگر، رضايتمندي بيشتر زنان خانه دار به دليل دوري آنها از مشكلات اقتصادي و درگيرنكردن خود در مسائل خاص مربوط به مردان و رسيدگي بيشتر به امور فرزندان و منزل است كه در نهايت، باعث احساس رضايت بيشتر آنها از زندگي زناشويي مي شود.
در عصر حاضر، روي آوردن وسيع زنان به مراكز اشتغال باعث علاقمندي محققان مختلف  و از جمله روان‌شناسان به پيامدهاي اين پديده شده است و  در اين راستا شاخص‌هاي متعدد سلامت روان زنان شاغل مورد توجه قرار گرفته است. يكي از شاخص‌هايي كه علي رغم اهميت آن، كمتر مورد توجه قرار گرفته است،رضايت از زندگي مي‌باشد. برخي از مطالعات نشان داده‌اند كه رضايت از زندگي زن از تعيين كننده‌هاي اساسي سلامت روان شوهر مي‌باشد. البته خود اين متغير به‌عنوان يك شاخص بهزيستي رواني مي‌تواند متأثر از مؤلفه‌هاي زيادي مثل هوش هيجاني، شناخت‌هاي فرد باشد. از سوي ديگر، تحقيقاتي هم انجام شده‌اند که به پيامدهاي منفي اشتغال زنان اشاره نموده‌اند.
ازدواج می تواند مغذی ترین و انسانی ترین ارتباط ودر عین حال می تواند یأس آورترین و ناکام کننده ترین رابطه انسانی باشد. این افراط یا تفریط در هیجان می تواند منبعی از خوشی و لذتی بزرگ و یا دردی عمیق ومنشاء آسیب پذیری باشد. استحكام و استواری خانواده به ازدواج و رابطه زناشویی پایدار و بنیادین بستگی دارد یعنی هر گونه تزلزل و سستی در سازگاری زناشویی و یا وجود یك ازدواج ناموفق علاوه بر آن كه آرامش روانی زوجین را مختل می كند و افسردگی و اضطراب را می افزاید، بقا و دوام خانواده را نیز در معرض تهدید قرار می دهد.
بطور کلی مطالعات اندکی به کاوش در رابطه ی  هوش هیجانی و رضایمندی ازدواج پرداخته اند .تا کنون هیچ مطالعه ای به کاوش آموزش هوش هيجاني بر روابط زناشويي نپرداخته است . این فقدان پژوهش درمحدوده ای مهم بررسی ازدواج احتمالاًبه ناکارآمدی تکنیک های درمان تأهل می¬انجامد .
يافته های اصلی این مطالعه، نقش هوش هیجانی در افزایش رضایت مندی ازدواج را مورد حمایت قرار داده است. امروزه هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش تبیین شده است که هم شامل درک دقیق هیجانهای خود شخص وهم تعبیر دقیق حالات هیجانی دیگران است .هوش هیجانی ،فرد رااز نظرهیجانی ارزیابی می كند، به این معنی که فرد به چه میزانی ازهیجانها واحساسهای خود آگاهی دارد وچگونه آنها راکنترل واداره می کند. نکته قابل توجه درراستای هوش هیجانی این است که تواناییهای هوش هیجانی ذاتی نیستند، آنها می توانند آموخته شوند .
استحكام و استواری خانواده به ازدواج و رابطه زناشویی پایدار و بنیادین بستگی دارد یعنی هر گونه تزلزل و سستی در سازگاری زناشویی و یا وجود یك ازدواج ناموفق علاوه بر آن كه آرامش روانی زوجین را مختل می كند و افسردگی و اضطراب را می افزاید، بقا و دوام خانواده را نیز در معرض تهدید قرار می دهد و فروپاشی خانواده مزید بر علت شده افسردگی و اضطراب همسران و دیگر مشکلات جسمی و روانی  را بیش از پیش افزایش می دهد . معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی طلاق است. در حقیقت بعد از مرگ ناگهانی در خانواده، آشفتگی زناشویی و طلاق شدیدترین فشارهایی هستند که افراد تجربه می کنند.
گاتمن طی دو دهه گذشته بیش از دویست زوج را با استفاده از بررسی تغییرات فیزیولوژیک به هنگام صحبت مورد مطالعه قرار داده است. او دریافت که انتقاد شدید می‌تواند ارتباط زوجین را دچار مخاطره کند. زوجین در جریان عصبانیت، انتقادات خود را در قالبی مخرب عنوان می‌کنند و به جای انتقاد از اعمال یکدیگر، شخصیت یکدیگر را به زیر سوال می‌برند. این نوع انتقاد، در شخص مقابل احساس شرم‌ساری، مورد علاقه نبودن و عدم شایستگی می‌کند که به نوبه خود باعث می‌شوند که فرد پاسخی دفاعی بدهد.
نحوه رفتار والدین با فرزندان خود پیامدهای عمیق و دراز مدتی بر زندگی عاطفی و هیجانی آنها می‌گذارد. رفتار مستقیم آنان با کودک و همچنین شیوه برخورد والدین با یکدیگر درس‌های نیرومندی به فرزندان می‌آموزد.
متخصصان بر اهمیت بهره هوش هیجانی و نقش آن در كمك به كودكان برای افزایش سطح اعتماد به نفس و مسوولیت پذیری و نهایتا تبدیل شدن به بزرگسالانی كه بتوانند با مهارت با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار كنند تاكید می كنند.
 
 آزاده فدوي رودسري، کارشناس ارشد روانشناسي عمومي
جواد خلعتبري، جواد دکتري روانشناسي عمومي. استاديار دانشگاه ازاد اسلامي تنکابن
قربان شيرودي، شهره دکتري مشاوره. استاديار دانشگاه ازاد اسلامي تنکابن

 
 
 


منابع:از درج فهرست  منابع انگلیسی وفارسی این تحقیق به دلیل تعدد بسیار( که می توانست بیش از دوصفحه اازصفحات نشریه مارا به خود اختصاص دهد)بامشورت واخذ رضایت از خانم آزاده فدوی صرف نظر کردیم.اما این فهرست در دفتر نشریه موجود است و علاقه مندان به این تحقیق، در صورت لزوم می توانندبا دفتر نشریه ما به نشانی : رشت ،خیابان شهدا-(جنب کارخانه سابق شیر پاستوریزه) – 12 متری پاستور، مطب مشترک دکتر مهرداد ب. محمودی و دکتر صوفیه قدوسی تماس حاصل نمایند.
 
Ackerson، Leland K. Ichiro، Kawachi. Barbeau, Elizabeth M. Subramanian, S.V (2008). Effects of Individual and Proximate Educational Context on Intimate Partner Violence: A Population-Based Study of Women in India. American Journal of Public Health 507-514. March 2008, Vol 98, No. 3
 Bir-Akturk , Esra . Fisiloglu , Hurol.  Marital Satisfaction in Turkish Remarried Families: Marital Status, Stepchildren, and Contributing Factors.   Journal of Divorce & Remarriage, Volume 50, Issue 2 February 2009 , pages 119 – 147.
Chan, Yuet Wah. (1999). Marital satisfaction: marital expectations and marital experiences among Hong Kong couples. Department of Applied Social Studies
Dwyer, M T,2005.Emotional Intelligence and Conflict Resolution style as Predictors of Marital satisfaction in the first year of marriage. (Doctoral Disseration, University of Kentaky, 2005). Dissertation Abstract International, 3178510.
Extremera, N., & Fernandez, P. (2005). Perceived emotional Intelligence and life satisfaction: Predictive and incremental validity using the trait meta- mood scale. Personality and Individual Differences, 39, 937-948.
Fitness J.(2001). Emotional intelligence and intimate relationship. In: ciarrochi J, forgas JP, Mayer JD, editors. Emotional intelligence in every day life-phiadelphia: Taylor & Francis; 2001: P98-112.
Fizer M.(2002). EQ and marital satisfaction. PMEI. 2002; [1 screans]. Available at: URL: http://www.gwimi.imi.ie/eqhtmI.
 Forkema, T., & Liefbroer, A.C. (2004). Employment and divorce among Dutch women born between 1903 and 1937. The history of the Family, 9(4) 425-442.
Gannon ,Natalie, Ranzijn , Rob ,(2005). Does emotional intelligence predict unique variance in life satisfaction beyond IQ and personality? personality and Individual Differences, Volume 38, Issue 6, April 2005, Pages 1353-1364.
Hall, D.T. (Ed.) (1996). The career is dead. Long live the career. San Francisco: Jossey Bass
Hampel, V. (2002). Exploring associations between emotional intelligence and relationship quality utilizing the Mayer, Salvoy, and Caruso emotional intelligence test (MSCEIT). (Doctoral Disseration, Iowa State Univercity, 2002). Dissertation Abstract International, 63,3915.
  Jordan , J. A. McRorie, M.  Ewing , C.(2007). Gender differences in the role of emotional intelligence during the primary-secondary school transition. Emotional and Behavioural Difficulties, Volume 15, Issue 1 March 2010 , pages 37 – 47
Ortese, Peter Terfa; Tor-Anyiin, Saawua Apeon.(2008) EFFECTS OF EMOTIONAL INTELLIGENCE ON MARITAL ADJUSTMENT OF COUPLES IN NIGERIA. Sophisticated E-Therapy Website Convenient Online Counseling. www.rmetherapy.com.
Orathinkal, JOSE. Vansteenwegen, ALFONS. (2007). Do demographics affect marital satisfaction? Journal of sex and marital therapy ISSN 0092-623X   CODEN JSMTB, 2007, vol. 33, no1, pp. 73-85
Palmer, Benjamin . Donaldson, Catherine . Stough, Con. ( 2002)Emotional intelligence and life satisfaction. Personality and Individual Differences, Volume 33, Issue 7, November 2002, Pages 1091-1100.
 Patrick ,Shawn . Sells ,James N. Giordano, Fran G . Tollerud, Toni R.(2007). Intimacy, Differentiation, and Personality Variables as Predictors of Marital Satisfaction. The Family Journal, Vol. 15, No. 4, 359-367 (2007).
 Quinn , William H . Odell , Mark.(1998) Predictors of Marital Adjustment During the First Two Years. Marriage & Family Review, Volume 27, Issue 1 & 2 April 1998 , pages 113 - 130
Schutte NS, Malouff TM, Bobik C, Coston TD, Greeson C, Jedlicka C, & et al.(2001). Emotional intelligence and interpersonal relation. The Journal of Social Psychology. 2001; 141(4): 523-536.
      Smith,
Lynne. Heaven, Patrick C.L. Ciarrochi, Joseph. (2007).Trait emotional intelligence, conflict communication patterns, and relationship satisfaction . .University of Wollongong, Department of Psychology, Northfields Avenue, Wollongong, NSW 2522, Australia.
Smith,
Lynne. . Ciarrochi, Joseph. Heaven, Patrick C.L.(2008) The stability and change of trait emotional intelligence, conflict communication patterns, and relationship satisfaction: A one-year longitudinal study. Personality and Individual Differences, Volume 45, Issue 8, December 2008, Pages 738-743.
Vadnais, Aimee Michelle.(2005).The relationship of Emotional Intelligence and Marital Satisfaction. (Doctoral Disseration, Alliant Internationa Univercity, 2005). Dissertation Abstract International, 3161334.
Wahyuningsih , Hepi (2005).Penyesuaian Perkawinan Pasangan Suami-Istri Dewasa Muda Ditinjau dari Kecerdasan Emosional dan Umur Perkawinan (2005)ANIMA Indonesian Psychological Journal, Vol 20, No 4 (2005).
Wilson B, Smallwood S.( 2008) .Office for National Statistics. Age differences at marriage and divorce. Popul Trends. 2008 Summer;(132):17-25.PMID: 18700520 [PubMed - indexed for MEDLINE.
 Zeidner, M. Kaluda, I.(2008). Romantic love: What’s emotional intelligence (EI) got to do with it? Personality and Individual Differences, Volume 44, Issue 8, Pages 1684-1695.
اسماعيلي، نوشين.(1388). بررسي رابطه بين سبك تفكر و رضايت زناشويي در معلمين زن و مرد متاهل شهر تبريز. پايان نامه کارشناسي ارشد مشاوره. دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي.
پويا منش، جعفر. احدي، حسن. مظاهری، محمد علی. دلاور ، علي. (1387). مقايسه اثر بخشي مداخلات مبتني بر نظريه اليس به دو روش مشاوره گروهي رو در رو و اينترنتي در افزايش رضايت زناشويي . فصلنامه علمی - پژوهشی روان پزشكي - روان شناسي . تحقيقات علوم رفتاري. سال ششم، شماره 2 (پياپي 12)، 1387.
تيرگري، عبدالکريم. اصغري نژاد فريد، علي اصغر. بيان زاده، سيد اکبر. عابدين، علي رضا.(1385). مقايسه سطوح هوش هيجاني و رضامندي زناشويي و رابطه ساختاري آنها در زوجين ناسازگار و سازگار شهرستان ساري در سال 1383. مجله علوم پزشکي مازندران، دوره شانزدهم. شماره 55. آذر و دي سال 1385.
ثمري، علي اکبر. طهماسبي، فهيمه. (1386).. بررسی رابطه بين هوش هيجانی وپيشرفت تحصيلی در دانشجويان. فصلنامه علمي- پژوهشي اصول بهداشت رواني، سال نهم، شماره 35-36 پاييز و زمستان 1386.
خوشبختی ،جعفر. كشتیدار ، محمد. شمشیری ، رضا(1388). رابطه بین هوش هیجانی و تحلیل رفتگی شغلی دبیران تربیت بدنی مقطع متوسطه مشهد. فصلنامه علوم انساني داراي رتبه علمی – پژوهشی.سال ششم، شماره 2 (پياپي 23)، تابستان 1388.رفتار حركتي و روانشناسي ورزشي.
 رحیمی، روح اله(1388). بررسي روابط بین صفات شخصیتی، عوامل فردی- خانوادگی وشیوه های همسرگزینی با رضایت زناشویی زوجین هر دو شاغل در آموزش و پرورش شهر دلفان. پايان نامه کارشناسي ارشد مشاوره. دانشگاه شهيدبهشتي.
رهنما، اكبر.(1381). بررسي تاثير آموزش هاي حين ازدواج بر رضايت زناشويي گروهي از زوجين تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) شهر تهران. مجله دانشور دي 1381; 10(42):73-80.
سالاری،مليحه. امین یزدی، سيد امير. قنبری هاشم آبادی ,بهرام علي.(1387). تاثیر گروه درمانی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر افزایش هوش هیجانی و سازگاری زناشویی , سومین کنگره ملی آسیب شناسی خانواده , 2008-05-12.
سحابي نژاد، مهدي. يوز باشي، عليرضا.(1387). هوش هیجانی و مدیریت در سازمان (مبانی نظری، شیوه های آموزش و ابزارهای سنجش) . تهران: نشر: یسطرون.
عطاري، يوسفعلي. امان الهي فرد، عباس. مهرابي زاده هنرمند، مهناز(1385). بررسي رابطه‌ي عوامل فردي-خانوادگي با رضايت زناشويي در كاركنان زن اداره‌هاي دولتي شهر اهواز. دومین کنگره آسیب شناسی خانواده. اردیبهشت ماه 1385 دانشگاه شهید بهشتی.
فرمانی، مرضيه. 1384. تأثیر رفتار پرخاشگرانه بر میزان سازگاری زناشویی . پايا نامه کارشناسی ارشدروانشناسی عمومی. دانشگاه شهیدبهشتی.
کوشا، مهناز. محسنی، نويد .(1376) ميزان رضايت زنان از شرايط اجتماعی ویژه زنان ایران سال پانزدهم، شمارۀ ۳، تابستان ۱۳۷۶.
متولي، رويا. ازگلي، گيتي. بختياري، مريم. علوي مجد، حميد.(1388). رضايتمندي از زندگي زناشويي و صميميت زوجين در زنان باردار شاغل و غير شاغل شهر اردبيل. مجله علمی پژوهشي دانشگاه علوم پزشکی اردبيل, دوره 9, شماره ،4 1388.
مومن زاده، فريد(1381).ارتباط تفکرات غیر منطقی و الگوهای دلبستگی با سازگاری زناشویی.پايان نامه کارشناسي ارشد . دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي.
مهانیان خامنه، مهری؛ برجعلی، احمد، سلیمی‌زاده، محمد کاظم(1385). بررسی رابطة هوش هیجانی و رضایت زناشویی. مجله روانشناسی. 10 (3)، 320-308.
وطن خواه، سودابه. رئيسي، پوران. کلهر، روح اله(1387). تعيين همبستگي هوش هيجاني با راهبردهاي مديريت تعارض بين مديران بيمارستان هاي آموزشي قزوين، 1386. فصلنامه پزشكي، پيراپزشكي داراي رتبه علمی - پژوهشی .سال يازدهم، شماره 32، تابستان 1387.

 
Abstract:                                              
Objective: This study was performed to investigate the effects of a training program to improve emotional intelligence on marital satisfaction among mothers of elementary grade children in Rasht city, Islamic Republic of Iran.
Methods: In four schools randomly selected from all of city schools, mothers of 347 students were randomly chosen and given questionnaires about marital satisfaction. Primitive test showed 146 cases having low marital satisfaction. From these 146 subjects, 30 were selected and divided in two groups of 15,” experimental” and “control”, on a random basis. Nine sessions , each 90 minutes of emothional intelligence training was performed on experimental group. The control group received no training. Both groups were tested afterwards. .
Results: Data analysis was performed using Mankva and showed that emotional intelligence training is effective on increasing marital satisfaction.
Conclusion: Training to improve emotional intelligence,  improves  marital satisfaction and reduces marital conflicts are reduced.
Keywords: emotional intelligence, education, marital satisfaction.
 
 
 
 


________________________________________
[1] کارشناس ارشد روانشناسي عمومي
[2] دکتري روانشناسي عمومي. استاديار دانشگاه ازاد اسلامي تنکابن
[3] دکتري مشاوره. استاديار دانشگاه ازاد اسلامي تنکابن




زير نظر هيئت رييسه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

version 2.0 Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com visitor: 1249965

 

Locations of visitors to this page