شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه | ارتباط

شماره23 و 24 - بهمن و اسفند- فروردين 87

 

دكتر جلال حسن‌زاده

 

نشان شيروخورشيد

 


با عنايت بر احساسات ميهن‌دوستي ما ايرانيان و بر پايه پايبندي هر ايراني بر فرهنگ، آداب و سنن و مواريث نياكان خود، رژيم شاهنشاهي گذشته در دوره پهلوي اول به فكر استفاده ابزاري از اين مواريث در جهت تثبيت حكومت كودتائي خود افتاد و همان گونه كه شاه‌عباس اول براي متحد كردن ايرانيان در برابر حكومت عثماني آرم پرچم خود را نشان شيرو خورشيد ( در برابرنشان هلال ماه عثماني) قرار داد، او نيز به فكر استفاده و در واقع سوءاستفاده از اين موضوع افتاد و ان را به عنوان نشان خاندان پهلوي برگزيد!... و دامنهٔ اين سوءاستفاده‌ها تا آن جا پيش رفت كه در زمان پيروزي انقلاب در سال 57 بسياري از انقلابيون كم‌اطلاع از تاريخ ايران از سير تاريخي و تكوين اين نشان و راز ماندگاري آن آگاهي نداشته باشند و آنرا فقط به عنوان مظهر خاندان «پهلوي» بشناسند و لذا به نابودي آن همت گمارند!...
اما خوشبختانه اين بار نيز مانند هميشه تاريخ بودند بزرگاني كه با آگاهي كامل از اين مقوله از سوئي و خشم انقلابي مردم از سوي ديگر به نوعي هوشمندانه از نابودي تمام و كمال آن پيش‌گيري به عمل آورند كه از جمله آنان (چنانكه در اين يادداشت تحقيقي جالب خواهيد خواند) نماينده وقت جمهوري اسلامي ايران در" ژنو" بوده است.
با تشكر از همكار خوبمان دكتر جلال حسن زاده عزيز در بندر انزلي توجه شما را به خواندن اين يادداشت خواندني و جالب جلب مي‌نمائيم.
سردبير
تنها برگزاري يك نشست ديگركافيست تا نشان «شير و خورشيد» كه نياكانمان آن را هزاران سال نگه داشته بودند، با اكثريت آرا از«كميته جهاني صليب سرخ» برداشته شود و هيچ گاه به صحنه جهاني بازنگردد پس
«دلسوزي براي نجات
"نشان شيرو خورشيد سرخ" ضروري است
تاريخچه:
نشان «شيرو خورشيد» يكي از كهن‌ترين نشان‌هاي ملي ما ايرانيان است؛ نگهداري در طول هزاره‌ها، نشانه ارزش آن نزد نياكانمان بوده است.
يادگاري‌هاي بدست آمده از دو نماد شير و خورشيد هر كدام جداگانه به اندازه‌اي زياد است كه كوچكترين شكي در مورد ارزش اين دو نشان در گذشته ايران به جا نمي‌گذارد.
شير در ايران همواره نشان شجاعت، دليري و غرور بوده است كه همواره در نقش برجسته‌ها، سفال‌ها، اشياي فلزي، نشان‌ها و مهرهاي حكومتي با آن روبرو هستيم، خورشيد هم نشانه «ايزدمهر» فرشته پاسبان دوستي و دلدادگي است. نويسندگان و شاعران ايراني نيز بارها و بارها از« شير» و «خورشيد» ياد كرده‌اند.
آشكارترين نگاره «شيرو خورشيد» مربوط به فرمانروايي اردشير سوم هخامنشي بوده است و متعلق به 351 سال پيش از زايش مسيح است و ما را به ياد نگاره «شيرو خورشيد» امروزي مي‌اندازد؛ يكي ديگر از با ارزش‌ترين نشانه‌هاي «شيرو خورشيد» در موزه هرميتاژ لنين‌گراد نگهداري مي‌شود.
پس از حمله «اعراب» به ويژه در دوره حكومت امويان و عباسيان كه به طور وحشيانه‌اي فرهنگ، تمدن و آيين اين سرزمين را نابود كردند.بسياري از يادگار‌هاي ما از ميان رفت اما نشان "شيرو خورشيد" به گونه‌هاي گوناگون مانند بعضي نشان‌هاي ديگر هويت خود را نگهداشت.
نخستين نشان شير و خورشيد كه از دوره بعد از حمله اعراب در دست است مربوط به بشقابي است لعابدار كه در سده چهارم هجري در «ري» به دست آمده است.
گاهي نشان شيرو خورشيد به علت جذابيت و زيبايي مورد علاقه نيروهاي مهاجم نيز واقع مي‌شد. به طوريكه بعد از حمله اعراب براي اولين‌بار نشان شيرو خورشيد روي پرچم مغولاني كه شيفته فرهنگ ايراني شده بودند ديده شد.
به هر حال همانگونه كه گفته شد نگاره شير و خورشيد بخشي از هويت ملي ما ايرانيان بوده است و همان گونه كه مي‌دانيم پرچم ملي ايرانيان از دوره هاي باستان يعني از دوران قيام كاوه آهنگر تا حمله «عرب‌ها» و ورود اسلام به ايران «درفش كاويان» بوده است كه آن نيز نشان شير و خورشيد را در پيكره‌اش ، داشته است.
در زمان شاه عباس صفوي اين نشان به عنوان نماد رسمي حكومت و هم چنين نشاني ثابت بر روي پرچم پذيرفته شد؛ سلاطين عثماني كه رقيب ملي و مذهبي ايران آن زمان بودند نشان ماه را براي خود برگزيدند و بار ديگر «شير و خورشيد» در برابري با هلال ماه عثماني كه نماد اهل تسنن بود به عنوان نشان ايراني داراي اعتبار گرديد.
در زمان آقا محمدخان قاجار كه مي‌خواست همه نشان‌هاي سلسله هاي پيش از خود را از ميان ببرد، شير و خورشيد نيز مورد غضب قرار گرفت. اما درايت بعضي مشاورانش چاره ساز شد و تنها راه ماندگاري شير و خورشيد را در اين ديدند كه استناد شير مظهر پيشواي اول شيعيان است كه او را لقب اسدالله داده‌اند و بنابراين شمشير نيز به شير و خورشيد افزوده شد. افزودن شمشير گرچه يك نوآوري بود اما همواره واژه شير شمشير به دست در ادبيات ايران باستان وجود داشت.
پس از تغييرات سياسي سال 1357 و استقرار حاكميت نظام جمهوري اسلامي به گمان اينكه شير و خورشيد يك نماد سلطنتي است به طور كلي از ميان برداشته شد.و اما نشان «شير و خورشيد سرخ»:
در سال 1864 ، انجمن كمك به آسيب ديده‌گان جنگي در ژنو بنيانگذاري شد. قرار بر آن شد كه اين انجمن بي‌طرف باشد و به گونه فرا مرزي به كمك بيماران و... بشتابد. براي اين انجمن پرچمي را طراحي كردند و به بزرگداشت كشور سوئيس كه پيشنهاد پايه‌گذاري انجمن را داده بود پرچم همان كشور را (كه صليب سفيد بر روي پارچه سرخ) است مبنا قرار داده به گونه وارونه (يعني صليب سرخ بر روي پرچم سفيد) را ساخته و پذيرفتند.
سالهاي 1904 تا 1908 ايران در كنفرانس‌هاي صليب سرخ شركت مي‌كرد در آن زمان از ايران خواسته شد تا براي عضويت نشان صليب سرخ را بپذيرد ولي ايران چون نشان ملي خود را «شيرو خورشيد سرخ» مي دانست آن را به انجمن پيشنهاد كرد؛ در پي آن دولت عثماني كه در رقابت شديد با ايران بود نشان هلال احمر را پيشنهاد كرد هر دو نشان با موافقت كميته بين‌المللي پذيرفته شدند؛
پس از آن همه كشورهاي مسلمان و اعراب با هلال احمر؛ ايران با پرچم «شير و خورشيد سرخ» در عرصه كمك رساني جهاني ظاهر شدند. بعد از انقلاب اسلامي و استقرار جمهوري اسلامي در سال 1357 خورشيدي به پيرو زدودن نشان شير و خورشيد از همه يادگار‌هاي رژيم گذشته از جمله پرچم، نشان شير و خورشيد سرخ نيز از پرچم سازمان كمك رساني ايران برداشته شد و ايران هم نشان هلال احمر را براي خود پذيرفت.
تا چندي پيش بسياري از كشورها كوشش كردند كه نشان ملي خويش را به تصويب برسانند اما كامياب نشدند چون كميته جهاني صليب سرخ اعتقاد داشت با اين كار مسير سازمان، سياسي مي‌شود. از آن جمله مخالفت كميته جهاني بر پذيرش «ستاره سرخ داوود» پيشنهاد شده از سوي اسراييل بود. اما اسرائيل كوشش هاي خود را دنبال كرد و در آخرين گفتگو به صليب سرخ پيشنهاد داد چون ايران نشان شير و خورشيد سرخ را به كار نمي برد اين نشان برداشته و ستاره سرخ داوود به جاي آن پذيرفته شود، صليب سرخ جهاني درخواست اسرائيل را به ايران گفت كه خوشبختانه نماينده دولت ايران در ژنو آن را رد كرد و گفت ايران هنوز نشان شير و خورشيد سرخ را قبول دارد اما فعلا به كارگيري آن را مسكوت گذاشته است.
صليب سرخ جهاني تنها به اين دليل كه چند كشور ديگر هم شايد پس از اسرائيل بخواهند نشان ملي خود را ثبت كنند با پاسخ ايران موافقت كرد فشار برخي از كشورها بر صليب سرخ جهاني هم چنان ادامه يافت تا آنكه سرانجان كميته را بر آن داشت كه نشان ديگري را بپذيرد تا همه كشورها غير عضو هم كه نمي‌خواهند سه نشان صليب سرخ، هلال احمر و شير و خورشيد سرخ را به كار برند بتوانند با اين نشان به دسته جهاني پيوندند، حاصل اين فشارها پذيرش نشان جديد به نام كريستال سرخ است. اين نشان لوزي شكل است و هر كشوري كه بخواهد مي‌تواند نشان ملي خود را دورن آن بكار ببرد و هم چنين موافقت شد ديگر هيچ نشاني پذيرفته نشود. اما اينگونه كه آشكار است نشست‌هاي ديگري در آينده اي نزديك در راه است كه از نخستين موضوعات آن سرنوشت شير و خورشيد سرخ است، چون هيچ كشوري آن را به كار نمي برد؛ تا دير نشده بايد كاري كرد چون اين نشان ملي تنها در حد يك سند بين المللي زنده است و با توجه به وجود كريستال سرخ تنها برگزاري يك نشست ديگر، كافي است تا نشان شير و خورشيد كه نياكانمان آن را هزاران سال نگه داشته بودند با اكثريت آرا برداشته شود و ديگر به صحنه جهاني باز نگردد!
فهرست منابع:
1-هفته نامه امرداد
2- ماهنامه پارسيان

 

Site maintained by: alirezatayari

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.